|
how tired & sad i am
چند روز است؟ دقیق نمی دانم اما مدتیست که حتی یک لبخند ساده آرزوی محالی شده . به محرکها جواب نمی دهم و هیچ چیز مرا خوشحال نمی کند ... خسته و مایوسم در حالیکه اصلا دلیلی برای این همه تغییر ندارم . دلیل که نیست پس درمان هم نیست . چند روز است که قابل معاشرت نیستم و بدتر از بد ، صدایی است که از پشت هزاران کابل و سیم با صبوری ، با اشتیاق ، با خشم ،... با هر چه در توان دارد از من دلیل می خواهد که چرا اینگونه به هم ریخته و بی انگیزه ام و من آنقدر در قعر جایی نامعلوم هستم که حتی سعی نمی کنم توضیح بدهم این حال غمگین عجیب را... فقط می دانم که با یک سرمای بی سابقه در خونم ، به شدت خسته ام و تنها و غمگین
|