تبليغاتX
<-سارا وپاییز->
 اخلاق هماغوشی
ايده هاي نو را نمي توان با چفت و بست مکانيکي به زندگي روزمره چسباند .  تفکر هر قدر که پيشروي کند ، تئوري هر اندازه که با دقت بيشتري توجيه کند ، و دلايل هر قدر متقن و مستدل؛ براي اقدام و اجرای ایده ها زمان زماني زياد لازم است .زمانی برای شکل گیری تفکر ، بسترسازی و سپس اجرا .در مبحث جامعه-طبقه ، هر طبقه اجتماعي-اقتصادی ،مناسبات مخصوص به خود را به جامعه اش تقديم مي کند و براي پاگيري هر طبقه نيز سالها و شايد قرنها وقت کم بیاید . اینجا پس از انقلاب ، به مدد شلوغی و بی برنامگی و فرهنگ زد و بند، پول نفت که ناعادلانه به سر سفره تنها برخي از خانواده ها نشست ؛ موجب تولد سريع طبقه اي شد که سر و ته درستي نداشت . اسم درستی هم نداشت . فقط و فقط پول دار شده بود و نیز درگير بود با سنت موروثي و مدرنيته ناگهان از راه رسیده ناشي از پول . نه تربیتی پشت آن سنت بود نه بستری برای این تجدد آماده . اين طبقه که حتي بورژوا هم نيست (چون بورژوا با فئوداليته و اشرافگرايي تعريف مي شود و در رسته ای جدا می گنجد) در نسل پس از خود تبديل به فاجعه شد. همان کلیشه های سنت را هم که از این قشر گرفتند ، تنها چیزی که برایش باقی ماند مدرنیسم ماهواره ای بود . شکلی از تفکر  که با چرخاندن کانالهای ماهواره بدست آمد ؛حال در خلوت خانه یا همراه جمعی همگون .امروز این موجودات ، کتاب می خوانند و شعر حفظند . طنز بلدند و مد را میفهمند . اما سر و تهشان به هیچ جا وصل نیست . خرد فردی دارند اما خرد عاطفی ،هرگز!خلق خوش دارند اما اخلاق معاشرت ، به هیچ وجه . هرگز بی بهانه و بی قید و شرط مهر نمی ورزند .اگر کسی درکشان نکند یا نقدشان کند ، برایشان قابل تحمل نیست . در مناسبات اجتماعی تنها می توانند فاحشه باشند ( زن یا مرد ) و بر خلاف نسل پیش از خود (که به خاطر اختناق حاکم در آن زمان) همیشه پنهان کار و دوروغگو بود ؛ علنی و با سری بلند اینگونه بودن خود را نشان می دهند و به آن می بالند . این گروه ، تعاریف جدیدی بر آمده از یک زیست دایناسور وار (تنها در جنگل) ارائه می دهند . غافل از آنکه انسان در مراوده با افراد انسانی تعریف می شود نه در خلوت خود . پس با اُمّلی انگاشتن تعاریفی بر آمده از سرشت یک موجود انسانی مثل عشق ورزی ،خیانت ،حس عذاب وجدان ، شرم ، خشم ناشی از ناکامی و ... یا تبدیل به یک آدمک آهنی مکانیکی می شوند و یا مبدل به یک جسم که فقط به نیاز غریزه حرکت می کند ، میخورد ،  می خوابد و بند شلوارش برای همه باز است و چون روشنفکر هم هست، فیلم خوب می بیند و گاهی کتاب می خواند !  اینجاست که رابطه با آدمهای دیگر ، تنها به بعد جسمانی ختم می شود . همجنس کسی است که نمی توانی با او بخوابی ( اگر همجنسخواه نباشی)و غیرهمجنس کسی است که می توانی با او بخوابی (اگر دگرجنسخواه باشی)! به همین سادگی.
به راحتی می توان یک ایسم یا یک سری قانون یا هر چه را که بشود به آن اندیشید و عمل کرد ، برای شکل گیری هر نوع زیست ، ارائه نمود . حتی بی توجه به ذات انسانی و یا علاقه عموم . اما ... تعارض( اگر حسش کنی البته) چیز بدی است . بسیار بد. مثلا در این کشور نمی توان مثل یک اتریشی یا  بودایی یا کلمبیایی زندگی کرد . می شود که مثلا در خانه به جای فرش، کاشی اسپانیولی گذاشت و با کفش رفت و آمد کرد . می توان چای ننوشید و فقط قهوه میل کرد .میتوان همه منتقدان این قشر را به جهنم حواله کرد . می توان ازدواج را ثبت نکرد حتی(البته اگر نخواهی که کودکی داشته باشی) اما علیرغم همه اینها، شکل بیرونی قضیه با فضای موستولی بر سطح کلان جامعه در تعارض قرار خواهد گرفت باز . اینجا در همین کشور پر آشوب تکه پاره ،مراودات انسانها با هم که نه ؛ به طور تخصصی تر ،روابط دو موجود شکل گرفته و بالغ در کنار هم مهارت های زیادی می طلبد . هماغوشی اخلاق خاصی میخواهد. در روابط ما هنوز روح شرقی سر بر می آورد و عموم بر این باورند که ارضائ جسم پس از رضایت روح اتفاق میفتد . خارج از معاش این قشر بی سر و ته ، هنوز اکثراً  برای روابط انسانی سعی میشود و فکر؛ هنوز دل،جسم و سفره حرمتی بیش ازشکم، توالت فرنگی و مارک روژلب ،دارد . این قشر در اقلیتند؛ در دید عموم به چنان عمقی از تفکر هم نرسیده اند که بشود رویش حسابی باز کرد. پس از این رو از عوام نیستند و از خواص نیز . تنها ، پخش می شوند . مهاجرت می کنند ، با من و شما آشنا می شوند و شاید تا حدودی جذاب هم به نظر برسند(چون شبیه یک ایرانی سال 86-87 زندگی نمی کنند و شبیه یک اروپایی اصیل سال 2008 هم! اما به طور تیپیک کالکشن فیلم یا گوشماهی دارند و دست به آشپزی نمی زنند . سگها را به آدمها ترجیح می دهند و همیشه نیمه گمشده ای دارند که پیدایشان نمی کند .گاهی وبلاگ می نویسند یا کتاب چاپ می کنند و در نهایت تنهاتر از دیگرانند. بسیار تنهاتر...    
|+| سارا 86/12/17 11:23 AM   
Blogroll Me! Free counter and web stats