|
SARAH book
فکر می کنم دیگر وقتش رسیده که یاد بگیری و به خاطر نیز بسپری : اگر به اتفاقات و به آنچه بر تو می گذرد ، اجازه بدهی احساس تو را رهبری کنند ، به شدت گرفتار شده ای هنگامی که توان هدایت آنچه که حس میکنی را داشته باشی - از آنرو که افکارت تحت فرمانت در می آیند - آنزمان، زمان رهایی از هر قیدی است . زمانی که شادمانی ، زمانی که لبت به تحسین باز می شود ، زمانی که در هر چیز و هر کس ،تنها نشانه های زیبایی را می بینی و هر آنچه که نیکوست ، آن هنگام در هماهنگی کاملی با هر آنچه که می خواهی . هنگامی که که خشمگینی ، هنگامی که می ترسی و ناامیدی ، در بسیاری لحظات،در جوار تمام چیزهایی هستی که هیچکدامشان را نمی خواهی . همه مردم می خواهند که همواره احساس خوبی داشته باشند و از این میان نیز ، اغلب آنها به شدت می خواهند که انسانهای خوبی باشند و این بزرگترین مشکل زندگی است ! مردم می خواهند که خوب باشند پس به دور و بر و شیوه های زندگی اطرافیانشان نگاه می کنند تا تصمیم بگیرند که چه چیزی خوب است . آنها به شرایط اطرافشان نگاه می کنند و چیزهایی را می بینند که در نظرشان خوب است و چیزهایی را می بینند که به اعتقادشان بد است . اما اکثر آنها به آنچه که در آن لحظه حس می کنند واقف نیستند و این همان چیزی است که برای بیشتر آدمها ایجاد اشکال کرده !
|
